هادی تی وی فارسی دری : جریان ورود اهل بیت (علیهم‌السلام) به شام
تویتر
فیسبوک
گوگل
یوتیوب
Rss

جریان ورود اهل بیت (علیهم‌السلام) به شام

جریان ورود اهل بیت (علیهم‌السلام) به شام
  • 2016-11-02 13:11
  • چاپ
  • PDF
  • به اشتراک گذاری در فیسبوک
  • به اشتراک گذاری در تویتر
  • به اشتراک گذاری در گوگل پلاس
  • به اشتراک گذاری در واتساپ
  • تعداد كاربران 688
  • تعداد نظرات 0
  • -
    +

جریان ورود اهل بیت (علیهم‌السلام) به شام

نویسنده : یدالله حاجی‌زاده

يكي از مصائب رنج آور حادثه عاشورا، جريان اسارت اهل بيت امام حسين(علیه‌‌السلام) و در رأس آن‌ها حضرت امام سجاد(علیه‌‌السلام) و حضرت زينب(سلام‌الله‌علیها) مي‌باشد. عبيدالله بن زياد پس از كسب تكليف از يزيد بن معاويه در خصوص اسراي كربلا، دستور اعزام آن‌ها را به سوي شام صادر كرد. طبري مي‌نويسد:

«عبيدالله بن زياد دستور داد زنان و كودكان حضرت امام حسين(علیه‌السلام) را آماده كنند و دستور داد طوق آهنين به گردن علي بن حسين(علیه‌السلام) نهادند. سپس آن‌ها را همراه محفز بن ثعلبه عايذي و شمر بن ذي الجوشن روانه كرد كه پيش يزيد بروند». (تاريخ الطبري، ج7، ص 3072).

در اخبار الطوال نيز آمده است: «ابن زياد، علي بن حسين(ع) و زناني كه همراهش بودند را با زحر بن قيس، محقن بن ثعلبه و شمر بن ذي الجوشن يزيد بن معاويه به شام فرستاد». ( اخبار الطوال، ص 305)

زمان ورود اهل بيت امام حسين (ع) به شام:

در اينكه كاروان اسراي كربلا چه روزي به شهر شام وارد شدند، در بين منابع اختلافات زيادي وجود دارد. در اين خصوص مرحوم محمد ابراهيم آيتي در كتاب «بررسي تاريخ عاشورا» مي‌نويسد:

«بيان اين مطلب كه تاريخ حركت اهل بيت از كوفه به شام و تاريخ رسيدن آنان به دمشق و مدت توقف اسيران آل عصمت در مركز حكومت يزيد و تاريخ حركت آنان از دمشق به طرف مدينه و تاريخ ورود آنان به شهر مقدس مدينه، هيچكدام از اين‌ها به درستي معلوم نيست. اگر كسي اصرار بورزد و بخواهد كه از روي شواهد تاريخي، احتمالی را ترجيح بدهد و تاريخ هر يك از اين حوادث را، هر چند به حدس و گمان نه از روي يقين تحقيق كند، مي‌تواند بگويد كه اهل بيت امام حسين(علیه‌السلام) پس از آنكه در روز دوازدهم محرم سال 61 هجري وارد كوفه شدند. در حدود يكماه يعني تا حدود بعد از نيمه ماه صفر دركوفه زنداني بودند و يكي دو روز پيش از اربعين آنان را به شام فرستادند و چنانكه بعضي نوشته‌اند نيمه ماه ربيع الاول وارد دمشق شده‌اند». ( بررسي تاريخ عاشورا، ص 140)

 

ورود اسرا به شهر دمشق:

سيد بن طاوس در مورد این واقعه مي‌نويسد: «وقتي اسراي كربلا نزديك شهر دمشق رسيدند، ام كلثوم نزد شمر بن ذي الجوشن رفت و گفت: ما را از دروازه‌اي ببر كه تماشاچيان كمتر حضور داشته باشند و به سپاه بگو اين سرها را از محل‌ها دورتر ببرند تا نگاه مردم كمتر به ما بيفتد. اما شمر در اثر خباثت و پليدي كه داشت دستور داد سرها را بالاي نيزه‌ها زدند و در ميان محمل‌‌ها قرار دادند و آنان را از ميان تماشاچيان عبور دادند». (لهوف، ص 207)

به نظر حسن بن علي الطبري (كامل بهايي، ج2، ص 293-292)، اهل بيت را سه روز پشت دروازه شام نگه داشتند، شهر را زيور بستند، به گونه‌اي كه چشمي نديده بود. سپس پانصد هزار نفر از مردم شام از زن و مرد با دف و طبل و بوق و دهل از خانه‌هايشان بيرون آمدند، در حالي كه جامه نو پوشيده بودند و خود را آراسته بودند به ديدن اسرار رفتند. آن روز شانزدهم ربيع الاول بود و بيرون شهر، محشري به پا شد. مردم ميان هم موج مي‌زدند. چون روز برآمد سرها را به شهر وارد كردند. و هنگام ظهر با رنج فراوان از ازدحام جمعيت به در خانه (قصر) يزيد بن معاويه رسيدند. شيخ عباس قمي مي‌نويسد: «اسراي كربلا را پس از ورود به دمشق در پله كان مسجد (محلي كه توقف گاه اسيران بود) نگه داشتند، پيرمردي از اهل شام نزد اسرا آمد و گفت: حمد، خدا را كه شما را كشت و نابود كرد و آشوب را خاموش كرد... چون سخنش تمام شد، امام سجاد(ع) به او فرمود: قرآن خدا را خوانده‌اي. گفت: آري فرمود: اين آيه را خوانده‌اي:

«قل لا اسئلكم عليه اجراً الا المودةَ في القربي؛ بگو من بر اجر رسالتم چيزي از شما جز مودت و دوستي با اهل بيتم و خويشانم نمي‌خواهم؟» (سوره شوری، آیه 23)

گفت: آري فرمود: ما خويشان پيامبريم ... سپس حضرت فرمود: اين آيه را خوانده‌اي: «انما يريد الله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت و يطهركم تطهيرا؛ خداوند مي‌خواهد رجس و پليدي را از شما اهل بيت دور سازد و شما را پاكيزه گرداند » (سوره احزاب، آیه 33)

گفت: بله خوانده‌ام. حضرت فرمود: اهل بيت ما هستيم ... مرد شامي دستانش را به سوي آسمان بلند كرد و گفت: خدايا من از دشمنان آل محمد و كشندگان آنان بيزاري مي‌جويم. (نفس المهموم، ص 556-555)

بدون شك، همين برخوردها، روشنگري‌ها و سخنراني‌هاي امام سجاد(ع) و حضرت زينب(سلام‌الله‌علیها) موجبات رسوايي بني اميه را فراهم آورد. و آن‌ها را از كرده خويش پشيمان ساخت.

ابن اعثم مي‌نويسد: «سرهاي شهداي كربلا را به همراه امام سجاد(علیه‌السلام) و مخدرات اهل بيت نزد يزيد بردند.‌ آن‌ لعين ‌اشاره‌ كرد سر امام حسين(علیه‌السلام) رادر‌طشتي ‌زرين ‌نهادند.‌ سپس از فرستادگان ابن زياد سؤالاتي كرد و آن‌ها تفصيل واقعه را براي او بيان كردند». (الفتوح، ص 915)

وقتي مردم اسراي كربلا را شناختند و به عظمت مقام آنان پي بردند، از كردار يزيد بدشان آمد و او را لعن كردند و دشنام دادند و روي به اهل بيت آوردند. چون يزيد چنين ديد خواست خود را از خون حسين بركنار دارد لذا قتل امام را به گردن ابن زياد گذاشت و او را بر اين كردار لعن كرد... (نفس المهموم، ص 591) سپس يزيد نعمان بن بشير يكي از اصحاب رسول خدا(صلی‌الله‌و‌علیه‌و‌آله) را خواست و به او دستور داد كه اهل بيت را آماده سفر به سوي مدينه كند. با دستور يزيد اسيران خاندان امام حسين(علیه‌السلام) را به وطنشان، مدينه الرسول برگرداندند. (لهوف، ص 207)

منابع :

1.     اخبار الطوال، دينوري، احمد ب داود؛ ترجمه محمود مهدوي، تهران، ني، 1371.

2.     بررسي تاريخ عاشورا، آيتي، محمدابراهيم؛ تهران، صدوق، 1372، چاپ هشتم.

3.     تاريخ الطبري، طبري، محمد بن جرير؛ ترجمه ابوالقاسم پاينده، تهران، اساطير، 1375.

4.     الفتوح، كوفي، احمد ابن اعثم؛ ترجمه محمد بن احمد مستوفي هروي، تهران، آموزش و انقلاب اسلامي، 1372.

5.     كامل بهايي،طبري، حسن بن علي؛ بي‌جا، مكتب مرتضوي، بي‌تا.

6.     لهوف، سيد بن طاووس، ترجمه عقيقي بخشايشي، قم، دفتر نشر نويد اسلام، 1381، چاپ دهم، .

7.     نفس المهموم، قمي، شيخ عباس، ترجمه محمدباقر كمره‌اي، قم، مسجد مقدس جمكران، 1370.

اهل بیت (علیهم‌السلام) اسراي كربلا يزيد شام

نظرات

پر بازدیدترین


تمام حقوق محفوظ است.
www.haditv.com | Powerd by : Dijlah