هادی تی وی فارسی دری : امام حسن مجتبی علیه‌السلام
تویتر
فیسبوک
گوگل
یوتیوب
Rss

امام حسن مجتبی علیه‌السلام

امام حسن مجتبی علیه‌السلام
  • 2017-11-14 12:11
  • چاپ
  • PDF
  • به اشتراک گذاری در فیسبوک
  • به اشتراک گذاری در تویتر
  • به اشتراک گذاری در گوگل پلاس
  • به اشتراک گذاری در واتساپ
  • تعداد كاربران 244
  • تعداد نظرات 0
  • -
    +

امام حسن مجتبی علیه السلام

 

حسن بن علی بن ابی‌طالب علیهما‌السلام معروف به امام مجتبی علیه‌السلام (۳-۵۰ق) دومین امام شیعه و بزرگترین فرزند امام علی علیه‌السلام و حضرت فاطمه سلام‌الله‌علیها است که در ۳۷ سالگی به امامت و خلافت رسید و در سال ۴۱ق با معاویه، صلح کرد.

دوره خلافت وی شش ماه و سه روز طول کشید. امام حسن علیه‌السلام پس از صلح، به مدینه رفت و ده سال در آنجا بود تا اینکه به شهادت رسید و در قبرستان بقیع به خاک سپرده شد.

عهده‌داری امامت و خلافت و تلاش در جهت اتحاد و همبستگی میان مسلمانان، که در نهایت منجر به صلح با معاویه شد، تصویری کلی از شخصیت بردبار وی به دست می‌دهد. دوران خلافت و صلح امام با معاویه از مهم‌ترین رخدادهای حیات ایشان و نیز صدر اسلام بود که هم در زمان خود سبب اتحاد شد و هم به مثابه آموزه‌ای دینی ـ اخلاقی در طول تاریخ مسلمانان، به‌ویژه شیعیان، بر چگونگی رویکرد به برخی مفاهیم اساسی مانند اقتدار، جنگ و صلح، تأثیر نهاد.

نسب

حسن بن علی بن ابی طالب بن عبدالمطلب بن هاشم بن عبدمناف، هاشمی و قرشی است. مادرش حضرت فاطمه سلام‌الله‌علیها دختر پیامبر اسلام صلی‌الله‌علیه‌وآله است و او بزرگترین نوه پیامبر است. (الارشاد، ج۲، ص۳)

ولادت

امام حسن علیه‌السلام در مدینه به دنیا آمد (الارشاد، ج۲، ص۳؛ تهذیب الاحکام، ج۶، ص۴۰). بنابر مشهور، تاریخ ولادت او ۱۵ رمضان سال سوم هجری است(الکافی، ج۱، ص۴۶۱؛ کتاب البدء و التاریخ، ج۵، ص۲۰). البته برخی روایات و منابع تاریخی تولد وی را سال دوم هجرت دانسته‌اند. (الامامه و السیاسه، ص۱۵۸؛ الکافی، ج۱، ص۴۶۱؛ تهذیب الاحکام، ج۶، ص۳۹)

پس از تولد، پیامبر در گوش او اذان گفت (مسند، ج۶، ص۳۹۱؛ سنن الترمذی، ج۳، ص۳۶؛ الامامة و التبصرة من الحیرة، ج۲، ص۴۲) و در هفتمین روز ولادتش گوسفندی را عقیقه کرد. (سنن النسائی، ج۴، ص۱۶۶؛ الکافی، ج۶، ص۳۲-۳۳؛ المستدرک علی الصحیحین، ج۴، ص۲۳۷)

نامگذاری

واژه «حسن»، به معنای نیکو است. این نام را پیامبر بر امام نهاد (المسند، ج۱، ص۹۸، ۱۱۸؛ الادب المفرد، ص۱۷۷؛ الکافی، ج۶، ص۳۳ـ۳۴) و در برخی احادیث این نامگذاری به الهام الهی منسوب است(علل الشرایع،  ج۱، ص۱۳۷ـ۱۳۸؛ الامالی، ص۳۶۷ـ۳۶۸). بنابر برخی اقوال نام‌های حسن و حسین معادل شبر و شبیر، نام‌های پسران هارون هستند(تاریخ مدینة الدمشق، ج۱۳، ص۱۷۱). گفتنی است که این دو نام از نام‌ها بهشتی‌اند که قبل از اسلام نزد مردم عرب سابقه‌ای نداشته‌اند(اسدالغابة فی معرفة الصحابه، ج۲، ص۱۰). بر اساس پاره‌ای از گزار‌ش‌ها که در منابع اهل سنت آمده است، امام علی علیه‌السلام پیش از آنکه پیامبر پسر او را حسن بنامد، نام حمزه (تاریخ مدینة الدمشق، ج۱۳، ص۱۷۰) یا حرب (المستدرک علی الصحیحین، ج۳، ص۱۶۵) را برای او برگزیده بود؛ اما اعلام کرد که در نامگذاری فرزندش، بر رسول خدا پیشی نمی‌گیرد. (عیون اخبار الرضا، ج۲، ص۲۵)

کنیه‌ها و القاب

کنیه‌ها تقریباً در همه منابع کنیه امام حسن «ابومحمد» است (المعارف، ص۲۱۱؛ ، الارشاد، ج۲، ص۵؛ تاریخ مدینة الدمشق، ج۱۳، ص۱۷۲). خصیبی به جز ابومحمد، ابوالقاسم را هم به عنوان کنیه برای امام حسن آورده است. (الهدایة الکبری، ص۱۸۳)

القاب

القاب مشترک حسنین به نقل از کتاب القاب الرسول و عترته عبارت‌اند از: سبط رسول الله، ریحانه نبی الله، سید شباب اهل الجنه، قرة عین البتول، عالم، مُلهَم الحق، و قائد الخلق (القاب الرسول و عترته، ص۲۴۷ـ۲۴۸). ابن ابی الثلج القاب امیر، حجة، کفِی، سبط، و ولی را القاب خاص آن حضرت شمرده است. ، (تاریخ الائمه، ص۲۸)، برخی هم القاب دیگری را آورده‌اند، مانند ابن شهرآشوب: «سبط اول، امام ثانی، مقتدی ثالث، ذکر رابع، و مباهل خامس» (مناقب آل ابی‌طالب، قم، ج۳، ص۱۷۲ـ۱۷۳). جز اینها، نام‌ها و القاب بسیاری در منابع شیعی می‌توان جست. مجتبی، زکی، تقی و کریم اهل بیت از القاب معروف ایشان نزد شیعیان است. ابن طلحه شافعی مشهورترین لقب امام را «تقی» و والاترین لقب او را «سید» ذکر کرده است، به این دلیل که پیامبر فرمود: «انَّ ابنی هذا سیدٌ».(مطالب السؤول فی مناقب آل الرسول، ج۲، ص۹)

همسران و فرزندان

درباره تعداد دفعات ازدواج امام حسن و تعداد همسران آن حضرت روایات زیادی ذکر شده است (انساب الاشراف، ج۴، ص۲۵۳). برخی تعداد همسران او را سیصد (مناقب آل ابی‌طالب، ج۳، ص۱۹۹؛ بحار الانوار، ج۴۴، ص۱۶۹)، برخی دویست(البدء و التاریخ، قاهره، ج۵، ص۷۴)، برخی نود (بحار الانوار، ج۴۴، ص۱۷۳) و برخی هفتاد نفر (انساب الاشراف، ج۳، ص۲۰) شمرده‌اند. این ارقام مبالغه‌آمیز درباره تعداد همسران آن حضرت با آنچه در منابع معتبر درباره نام همسران و فرزندان ایشان آورده‌اند، تناسبی ندارد (مجموعه مقالات همایش سبط النبی، ج۱، ص۷۱). مورخان با تمام تفحصی که در زندگی ائمه داشتند، فقط از نام و نشان هجده همسر گزارش داده‌اند که از این تعداد نام پنج نفر مشخص نیست و فقط نام قبیله‌شان وجود دارد. (حقایق پنهان، ص۳۳۸)

در تعداد فرزندان آن حضرت نیز اختلاف است. شیخ مفید تعداد فرزندان امام را ۱۵ تن ذكر كرده است. (الارشاد، ج۲، ص۱۶)

 

همسر

نسب

فرزندان

توضیحات

جعده

دختر اشعث بن قیس

...

نقل شده است او به تحریک معاویه امام حسن را مسموم کرد و به شهادت رساند. (الارشاد، ۱۳۸۰، ج۲، ص۱۵)

ام بشیر

دختر ابومسعود عقبة بن عمر انصاری

زید، ام الحسن و ام الحسین

...

خوله

دختر منظور بن زیاد فزاری

حسن بن حسن ملقب به حسن مثنی

...

حفصه

دختر عبدالرحمن بن ابی بکر

...

...

ام اسحاق

دختر طلحه بن عبیدالله تیمی

حسین ملقب به اثرم، طلحه و فاطمه

...

هند

دختر سهیل بن عمرو

...

...

نَفیله یا رَمله

کنیز

عمر، قاسم ، عبدالله و ابوبکر

در واقعه کربلا قاسم و عبدالله و ابوبکر به شهادت رسیدند و عمر به اسارت درآمد.

چند همسر دیگر

کنیز

عبدالرحمن، ام عبدالله، ام سلمه و رقیه

ام عبدالله، همسر امام سجاد و مادر امام باقر و جزو اسیران کربلا بود.

 

علامه مجلسی از ابوبکر بن حسن نیز در شمار فرزندان آن حضرت یاد کرده است( بحارالانوار، ج۴۴، ص۱۶۳). شیخ طبرسی برای آن حضرت نه پسر و هفت دختر می‌شمارد(اعلام الوری، دارالتعارف للمطبوعات، بیروت ۱۴۰۶ق، ص۲۱۲). ابن جوزی، ابن هشام و واقدی فرزندان آن حضرت را پانزده پسر و هشت دختر می‌دانند و نام‌های آنان را ذکر می‌کنند. (تذکره الخواص، ص۱۹۴)تا آنجا که معلوم است در میان دختران امام علیه‌السلام ام‌الحسین به همسری عبدالله بن زبیر درآمد، ام عبدالله به همسری امام سجاد علیه‌السلام و ام‌سلمه به همسری عمرو بن منذر بن زبیر. (کتاب نسب قریش، ص۵۰)

نسل امام حسن

از پسران امام حسن علیه‌السلام چهار نفر به نام‌های حسن مثنی، زید، عمر و حسین اثرم دارای فرزند شدند. نسل حسین اثرم و عمرو به زودی از بین رفت و تنها نسل حسن مثنی و زید بن حسن باقی ماند(المجدی فی أنساب الطالبیین، ص۲۰۲). فرزندان امام علیه‌السلام را سادات حسنی می‌نامند(الأنساب، ج‌۴، ص۱۵۹). این خاندان در طول تاریخ تحرکات اجتماعی و سیاسی زیادی داشته‌اند. آنان قیام‌هایی در سده دوم و سوم انجام داده و حکومت‌های متعددی در نقاط مختلف کشورهای اسلامی بر پا کرده‌اند که بعضی از این حکومت‌ها تاکنون پابرجاست؛ این سلسله از سادات در برخی مناطق به اشراف معروف‌‌اند. خاندان طباطبایی، مدرس، حکیم، شجریان و گلستانه از شاخه‌های فرعی سادات حسنی هستند.

قبل از امامت

در دوران پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله

امام حسن هفت سال از عمرش را در دوران پیامبر سپری کرد (الطبقات الکبری، ج۱، ص۲۴۵؛ الاستیعاب، ج۱، ص۳۸۴). امام حسن علاوه بر درک محضر پیامبر در بسیاری از حوادث دوران هجرت همراه ایشان بود، مانند حادثه مباهله، آن حضرت مشمول حدیث کسا و آیه تطهیر شد که از دلایل مهم بر عصمت آن حضرت است. علاوه بر آن همراه برادرش حسین در بیعت رضوان حاضر بود. امام حسن به همراه برادرش، امام حسین، بالای سر آن حضرت هنگام رحلت حاضر بود. (غررالأخبار و درر الآثار، ص۲۶۸)

در منابع شیعی و سنی روایات قابل توجهی درباره شأن و جایگاه امام حسن مجتبی علیه‌السلام نزد پیامبراسلام صلی‌الله‌علیه‌وآله وجود دارد. براء گوید: پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله را دیدم که حسن بن علی علیهما‌السلام روی دوشش بود و در آن حال می‌گفت: خدایا من دوستش می‌دارم، تو نیز او را دوست بدار (صحیح بخاری، ج۲، ص۴۳۲؛ تاریخ الخلفاء، ص۲۰۶). در حدیثی دیگری وارد شده است که پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله در حالی که حسن و حسین را بر پای خود نشانده بود فرمود: این دو پسران من و پسران دختر من هستند، خدایا من دوستشان دارم، پس تو نیز دوستشان بدار، و دوست بدار کسی را که آنها را دوست دارد. (تاریخ الخلفاء، ص۲۰۷)

در حدیث دیگری نقل است که پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله در شأن امام حسن علیه‌السلام و امام حسین علیه‌السلام فرمود: «حسن و حسین دو سرور جوانان بهشت‌اند»(تاریخ الخلفاء، ص۲۰۷)؛ و نیز فرمود: «این دو فرزندم دو گل خوشبوی من از دنیا هستند؛» (بحار الأنوار، ج۳۷، ص۷۳؛ تاریخ الخلفاء، ص۲۰۷) «حسن و حسین (یا این دو فرزند من) (الارشاد، ج۲، ص۲۷) امام هستند خواه قیام کنند یا صلح کنند؛» «اگر عقل در مردی مجسّم می‌شد همانا حسن بود.» (فرائد السمطین، ج۲، ص۶۸)

دوران خلفای سه‌گانه

گزارش‌هایی درباره اعتراض امام حسن علیه‌السلام به خلفای ثلاثه وجود دارد. به عنوان نمونه سیوطی در تاریخ الخلفا آورده است:

روزی امام حسن در سنین کودکی بر ابوبکر وارد شد؛ در حالی که وی بر فراز منبر سخن می‌گفت؛ حضرت بر او بانگ زد و با اعتراض بدو گفت: از منبر پدرم پایین بیا. ابوبکر در پاسخ گفت: به خدا راست گفتی، این منبر پدر توست نه پدر من. (تاریخ الخلفا، ص۸۰)

همچنین درباره حضور حسنین در جنگ‌های منتهی به فتح ایران اختلاف نظر وجود دارد. بسیاری از پژوهشگران از جمله سید جعفر مرتضی عاملی قائل‌اند، امام حسن علیه‌السلام و امام حسین علیه‌السلام در این جنگ‌ها حضور نداشته‌اند و گزارش‌هایی که بنابر آنها امام حسن در جنگ با ایرانیان حضور داشته، مبنای تاریخی استواری ندارند. (ن.ک به: تحلیلی از زندگی امام حسن مجتبی علیه‌السلام، ص۱۷۰)

در انتقال خلافت از عمر به خلیفه بعدی و تشکیل شورایی که در نهایت به انتخاب عثمان انجامید، درخواست عمر از امام حسن علیه‌السلام برای حضور در این شورای شش نفره به عنوان شاهد، اهمیت بالایی دارد؛ این امر از سویی به جایگاه اجتماعی آن حضرت به مثابه یکی از اهل بیت پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله اشاره می‌کند و از سوی دیگر، از موقعیت فردی وی نزد انصار و مهاجران خبر می‌دهد. (الامامة والسیاسة، ج۱، ص۳۰؛ الاستیعاب، ج۱، ص۳۹۱؛ ن ک: السقیفه و فدک، سراسر کتاب؛ به نقل دایرة المعارف بزرگ اسلامی، ج۲۰، ص۵۳۴)

زمانی که عثمان، ابوذر را به ربذه تبعید کرد دستور داد کسی او را مشایعت نکند و با او سخن نگوید، و امر کرد مروان بن حکم او را از مدینه بیرون کند. به همین دلیل، هنگامی که ابوذر از مدینه بیرون می‌شد کسی جرئت همراهی او را نداشت؛ با این حال، امام علی علیه‌السلام و برادرش، عقیل و حسن و حسین (علیهماالسلام) و عمار یاسر او را بدرقه کردند. (مروج الذهب، ج۱، ص۶۹۸)

در شورش مردم علیه خلیفه سوم، امام علی علیه‌السلام برای حفظ اسلام حسن و حسین علیهما‌السلام را به خانه خلیفه روانه کرد.البته منابع جزئیات این واقعه را متفاوت ذکر کرده‌اند. (الامامة والسیاسة، ج۱، ص۴۰ به بعد؛ انساب الاشراف، ج۲، ص۲۱۶ - ۲۱۷؛ التمهید و البیان، ص۱۱۹، ۱۹۴؛ مطهر البدء و التاریخ، ج۵، ص۲۰۶؛ الحیاة السیاسیة للامام الحسن، ص۱۴۰ به بعد؛ به نقل دایرة المعارف بزرگ اسلامی، ج۲۰، مدخل حسن(ع)، امام، ص۵۳۴)

در زمان امامت حضرت علی (ع)

امام حسن و امام حسین علیهما‌السلام همراه پدرشان در جنگ‌های جمل، صفین و نهروان شرکت داشتند. (اعیان الشیعة، ج۲، ص۳۷۰)

جنگ جمل

هنگامی که ابوموسی اشعری فرماندار کوفه با فرستادگان امام علی علیه‌السلام برای مقابله با شورش داخلی (بر پا کنندگان جنگ جمل) همکاری نکرد، امام علی فرزند خود امام حسن را به همراه عمار یاسر با نامه‌ای به کوفه اعزام کرد. آن حضرت با سخنرانی خود در مسجد کوفه توانست حدود ده هزار نفر را به میدان جنگ علیه ناکثین بکشاند. (حیات فکری و سیاسی امامان شیعه، ص۱۲۴)

امام حسن قبل از جنگ جمل سخنرانی کرد (الجمل، ص۳۲۷) و امیرالمؤمنین علیه‌السلام وی را در این جنگ به میمنه (سمت راست) سپاه فرستاد (الجمل، ص۳۴۸). برخی گفته‌اند که در این جنگ، حضرت علی علیه‌السلام به محمد حنفیه فرمود: این نیزه را بگیر و جمل [منظور شتر عایشه است که عده بسیاری در مقابل آن کشته شدند] را پی کن. محمد حنفیه رفت و از شدت تیرباران بازگشت. پس از او حسن نیزه را گرفت و شتر را پی کرد. (موسوعة سیرة اهل البیت، ج۱۰، ص۴۰۳ پاورقی)

جنگ صفین

در جنگ صفین هنگامی که امام علی علیه‌السلام رزم او را دید برای محافظت از جان او و برادرش حسین علیهما‌السلام، دستور داد تا آنان را به عقب برگردانند. امام علی علیه‌السلام فرمود:

پسرانم را از جنگ باز دارید که از به خطر افتادن جان آن دو بیم دارم و می‌ترسم نسل رسول خدا (ص) قطع شود. (الحیاة الحسن، ترجمه فخرالدین حجازی، ص۲۱۹)

در این جنگ، وقتی معاویه جنگیدن امام حسن را دید، کوشید تا وی را با وعده‌هایی از میدان به در کند. به همین منظور، عبیدالله بن عمر ـ فرزند کوچک خلیفه دوم را به میدان جنگ فرستاد تا امام حسن علیه‌السلام را با وعده خلافت از میدان به در کند. وقتی عبیدالله، امام مجتبی علیه‌السلام را مشغول کارزار دید، نزدیک رفت و گفت: «با تو کاری دارم». امام دست از جنگ کشید و نزدیک آمد. عبیدالله پیشنهاد معاویه را به امام رسانید. امام با تندی فرمود:

گویی می‌بینمت که امروز یا فردا کشته خواهی شد، ولی شیطان فریبت داده و این کار را برایت زیبا نموده است تا روزی که زنان شام بر جنازه‌ات بگریند. به زودی خدا بر زمینت می‌زند و جنازه‌ات را با صورت به خاک می‌کشد. عبیدالله به سوی خیمه‌گاه بازگشت. معاویه با دیدن حالت او، خود به جواب پی برد و گفت: او پسر همان پدر است. (الحیاة الحسن، ترجمه فخرالدین حجازی، ص۲۱۸)

حضرت علی برای جلوگیری از وقوع فتنه و اختلاف بعد از جریان حکمیت، فرزندش امام حسن را فراخواند تا با سخنرانی و با بیان دلیل و برهان، واقعیت امر را بر مردم آشکار کند و امام حسن نیز چنین کرد. (حیاة الحسن، ص۲۴۵)

نامه سی و یکم نهج البلاغه وصیت نامه اخلاقی معروف امام علی علیه‌السلام به امام حسن علیه‌السلام است که در بازگشت از صفین در منطقه‌ای به نام «حاضرین» نوشته شده است.

امامت

بعد از شهادت امام علی علیه‌السلام در ۲۱ رمضان سال ۴۰ق امام حسن علیه‌السلام هدایت و امامت مسلمانان را عهده‌دار شد. امامت امام حسن ۱۰ سال طول کشید.

دلایل امامت

۱. روایات پیامبر:

اِبنای هذانِ امامان قاما او قَعَدا

این دو پسرم [حسن و حسین]، امام هستند خواه قیام کنند یا نکنند. (الارشاد، ص۲۹۰)

و نیز حدیث دوازده خلیفه:

هم خلفائی یا جابر وأئمة المسلمین من بعدی أوّلهم علی بن ابوطالب ثمّ الحسن والحسین و... . (کشف الغمه، ج۳، ص۳۱۴؛ کمال الدین و تمام النعمة، ج۱، ص۲۵۳)

۲. اشاره امام علی در وصیت‌نامه‌اش به امامت امام حسن. (اصول کافی، ج۱، ص۲۹۸)

۳. اجماع اهل بیت و پیامبر (ص) بر امامت ایشان. (مطالب السؤول فی مناقب آل الرسول، ج۳، ص۱۴۱)

۴. عصمت و افضلیت از شرایط امامت است. در زمان امام حسن علیه‌السلام فقط ایشان دارای صفات مزبور بودند. (طالب السؤول فی مناقب آل الرسول، ج۳، ص۱۴۱)

از خلافت تا صلح

پس از شهادت امام علی علیه‌السلام مردم برای بیعت به سوی امام حسن علیه‌السلام شتافتند. آن حضرت بر منبر رفت و به ایراد خطبه پرداخت. با پایان خطبه، عبدالله بن عباس مردم را به بیعت فرا خواند. امام حسن بیعت عراقیان را با این شرط قبول کرد که با هرکسی که قصد جنگ داشت، بجنگند و با هرکسی که صلح کرد، صلح کنند (الامامه و السیاسه، ج۱، ص۱۸۳ - ۱۸۴؛ انساب الاشراف، ج۳، ص۲۹). برخی، که آماده جنگ با معاویه بودند، از این سخنرانی برداشت کردند که امام حسن قصد صلح دارد (انساب الاشراف، ۱۳۹۷ق، ج۳، ص۲۹). آنان به سوی امام حسین شتافتند؛ اما آن حضرت خود را مطیع برادر دانست. آنان سپس بازگشتند و با امام حسن بیعت کردند. بدین ترتیب مسلمانان در سرزمین‌های مختلف چون عراق، حجاز و ایران خلافت حسن بن علی را به رسمیت شناختند. در این میان منطقه شام که به شدت تحت نفوذ معاویه و یارانش بود در شمار بیعت‌کنندگان قرار نداشت. (الامامه و السیاسه، ج۱، ص۱۴۰ـ۱۴۱؛ الارشاد، ج۲، ص۷ به بعد؛ الفتوح، ج۴، ص۲۸۳)

بر اساس برخی گزارش‌ها امام حسن قریب به پنچاه روز یا بیشتر، پس از شهادت پدر و بیعت مردم، در زمینه جنگ یا صلح هیچ اقدامی نکرد (انساب الاشراف، ۱۳۹۷ق، ج۳، ص۲۹). نخستین اقدام امام پس از بیعت، افزایش صد درصدی مستمری جنگجویان بود. (مقاتل الطالبیین، ص۶۴)

جنگ با معاویه

هنگامی که معاویه از شهادت امام علی علیه‌السلام با خبر شد و فهمید که مردم با فرزند وی بیعت کرده‌اند، دو نفر را برای جاسوسی و تحریک مردم علیه امام حسن به بصره و کوفه فرستاد. امام حسن دستور داد هر دو را دستگیر و مجازات کنند (الارشاد، ۱۴۲۸ق، ص۳۵۰). امام حسن علیه‌السلام نامه‌ای به معاویه نوشت و خواست که تسلیم شود. وی در پاسخ به امام نوشت که اگر امام تسلیم شود، از اموال عراق هرچه بخواهد به او می‌دهد و بعد از مرگ معاویه هم خلافت به او می‌رسد. (انساب الاشراف، ج۳، ص۳۱؛ الفتوح، ج۲، ص۱۳۱۱ ـ ۱۳۱۴؛ مقاتل الطالبیین، ص۶۲، ۶۴ ـ ۷)

بیعت مردم عراق و تأیید ضمنی اهالی حجاز، یمن و فارس و پاسخ صریح امام به معاویه، راهی جز جنگ را برای معاویه، که در صدد تصاحب قدرت بود، باقی نگذاشت. از این رو، معاویه آماده پیکار شد (مقاتل الطالبیین، ص۶۸ ـ ۶۹) و سپاهی ۶۰ هزار نفری برای حرکت به عراق آماده کرد (الفتوح، ج۲، ص۱۳۱۵). وقتی سپاه معاویه از پل مَنْبج، واقع بر رود فرات، عبور کرد، امام حسن علیه‌السلام از مردم کوفه خواست آماده جهاد شوند و حجر بن عدی را مأمور بسیج مردم کرد. (مقاتل الطالبیین، ص۶۹ - ۷۰)

با عزیمت سپاه کوفه برای جنگ، امام در ساباط مدائن به سپاه پیوست و در خطبه‌ای مردم را به همدلی و وحدت فراخواند و اصلاح ذات البین را بهتر از تفرقه و کینه و دشمنی برشمرد. از این سخنان مردم چنین دریافتند که امام قصد صلح با معاویه را دارد. از این رو عده‌ای او را به کفر متهم کردند و به خیمه‌اش یورش بردند و شمار زیادی از مردم او را ترک کردند (الفتوح، ج۲، ص۱۳۱۵؛ مقاتل الطالبیین، ص۷۱ ـ ۷۲) همچنین معاویه در نامه‌ای به عبیدالله بن عباس، فرمانده سپاه عراق، چنین وانمود کرد که امام حسن علیه‌السلام از معاویه طلب صلح کرده است و اگر عبیدالله همراهی با وی را بی‌درنگ بپذیرد، وی را ولایت و مال فراوان خواهد داد. عبیدالله نیز به گمان اینکه امام درخواست صلح کرده، در فکر سودجویی شخصی برآمد و به خواست معاویه تن داد و شبانه همراه با شماری، حدود دو سوم سپاه، به معاویه پیوست. (مقاتل الطالبیین، ص۴۲؛ شرح نهج البلاغه، ج۱۶، ص۴۲ - ۴۳)

از تأثیرات این رخداد این بود که برخی از رؤسای قبایل عراقی طی نامه‌هایی از معاویه حمایت کردند. بعد از این قضیه معاویه قصد تطمیع قیس بن سعد، که فرمانده سپاه عراق شده بود، را نیز داشت که با شکست مواجه شد. (نک: الفتوح، ج۴، ص۲۸۸ - ۲۸۹؛ مقاتل الطالبیین، ص۴۲ـ۴۳؛ شرح نهج البلاغه، ج۱۶، ص۴۳ـ۴۴)

در همین اوضاع بود که معاویه دو نماینده برای پیشنهاد صلح نزد امام حسن فرستاد.

صلح با معاویه

معاویه دو نماینده برای پیشنهاد صلح نزد امام حسن علیه‌السلام فرستاد. این نماینده‌ها با بیان اینکه باید از خون‌ریزی جلوگیری کرد، امام را به صلح دعوت کردند. آنان گفتند که خلافت پس از معاویه به امام می‌رسد. معاویه همراه آنان کاغذی سفید با مهر خود نزد امام فرستاد و از ایشان خواست که خود شروط صلح را بنویسد. (انساب الاشراف، ج۳، ص۳۷ ـ ۴۲؛ الفتوح، ج۲، ص۱۳۱۶ ـ ۱۳۱۷؛ مقاتل الطالبیین، ص۷۲ ـ ۷۴)

شروط و مواد صلح در منابع تاریخی و حدیثی از حیث نوع و تعداد متفاوت است (انساب الاشراف، ج۳، ص۴۲؛ الفتوح، ج۲، ص۱۳۱۸؛ الارشاد، ج۲، ص۱۴؛ علل الشرایع، ج۱، ص۲۱۲؛ مناقب آل ابی‌طالب، ج۴، ص۳۳ ـ ۳۴). بر اساس آنچه بَلاذُری نقل کرده، در این صلح‌نامه آمده بود: این صلح‌نامه حسن بن‌علی و معاویة بن ابی سفیان است. با او صلح می‌کند که ولایت مسلمانان را به او بسپارد بدان شرط که:

به کتاب خدا و سنت پیامبر و سیره خلفای صالح رفتار کند.

کسی را ولیعهد خود نسازد و پس از او کار با شورای مسلمانان باشد.

مردم هرجا باشند بر جان و مال و فرزندان خود ایمن خواهند بود.

معاویه نباید در نهان و آشکار غائله‌ای علیه حسن(ع) برپا کند و یا کسی از یاران او را بترساند.

عبدالله بن حارث و عمرو بن سلمه بر این صلح‌نامه گواه‌اند. انساب الاشراف، ج۳، ص۴۱-۴۲؛ تاریخ تحلیلی اسلام، ص۱۶۲)

در منابع، زمان‌های متفاوتی برای صلح ذکر شده است، از جمله ربیع الاول سال ۴۱، جمادی الاولی و جمادی الاخره همان سال (مروج الذهب، ج۳، ص۱۸۱؛ اسد الغاله، ج۲، ص۱۴ ـ ۱۵). مسعودی در کتاب التنبیه و الاشراف ربیع الاول را مشهورتر و صحیح‌تر دانسته است. (التنبیه و الاشراف، ص۳۰۰)

از صلح تا شهادت

امام حسن بعد از صلح به مدینه رفت و در آنجا مرجعیت علمی، دینی، اجتماعی و سیاسی داشت. ایشان در مقابله معاویه و طرفدارانش در مدینه و دمشق موضع گرفت و با معاویه مناظراتی داشت که طبرسی آنها را در کتاب الاحتجاج آورده است. (الاحتجاج، ج۲، صص ۶۵-۴۵)

پس از آنکه امام حسن برای حفظ جان مسلمانان و جلوگیری از خدشه‌دار شدن دین ایشان با معاویه معاهده‌ای را امضا کرد، سخت‌ترین دوره‌های زندگی خویش را آغاز کرد. نکوهش اطرافیان، رعایت مناسبات سیاسی، امامت شیعیان از دست دادن بسیار از یاران قدیم و شهادت ایشان از جمله سختی‌های این دوره بود.

این دوره از حیات امام حسن به رغم گوشه‌گیری ظاهری و خانه نشینی یکی از دوره‌های اثرگذار و بسیار دشوار در تاریخ حیات آن حضرت به شمار می‌رود؛ چه از یک سو امامت شیعیان بر عهده آن حضرت بود و از سوی دیگر تغییرات به وجود آمده در مناسبات وی با معاویه کار رسیدگی به امور شیعیان را برای امام دشوار می‌ساخت.

امام حسن پس از صلح میان مردم حاضر شد و در خطبه‌ای‌ ضمن اشاره به این واقعیت که معاویه با او درباره حقش منازعه کرده، به بیان علت‌‌های صلح خود که همانا حفظ جان مردم و جلوگیری از خونریزی بود، پرداخت (انساب الاشراف، ج۳، ص۴۳؛ الفتوح، ج۲، ص۱۳۲ ـ ۱۳۲۱). معاویه نیز پس از صلح و در نخستین حضورش در کوفه، سخنرانی کرد و عهد‌ها را زیرپا نهاد و ضمن آنکه امام حسن را خواستار صلح معرفی کرد، به امام علی(ع) نیز ناسزا گفت. سپس امام حسن در خطبه‌ای ماجرای صلح و پیشنهاد معاویه را شرح داده و پاسخ بی‌حرمتی معاویه به پدرش را داد. (تاریخ طبری، ج۴، ص۱۲۴ ـ ۱۲۵، ۱۲۸ ـ ۱۲۹؛ مقاتل الطالبیین، ص۴۵ به بعد)

معاویه با آگاهی از جایگاه امام در ظاهر حرمت ایشان را نگاه می‌داشت برای نمونه در زمان که زیاد بن ابیه در کوفه بر سر قدرت بود طی رخدادی مربوط به آزار یکی از یاران امام، آن حضرت در نامه‌ای او را از رفتار ناشایست برحذر داشت. چون زیاد پاسخ نامه امام را بی‌حرمتی داده بود، حضرت افزون بر جوابیه‌ای تاریخی، موضوع را به معاویه انتقال داد و معاویه همگام با خواست امام حسن زیاد را به شدت نکوهید.

برنامه‌ریزی برای به قدرت رسیدن یزید توسط پدرش یکی دیگر از مهم‌ترین انتقادهای امام به معاویه بود. بر این مبنا که جوانی لاابالی و شرابخوار را بر مسندی عظیم بنشاند. البته رفتار آمر به معروف و ناهی از منکرانه امام در برابر معاویه بسیار نمونه دارد تا آنجا که در مواردی خلیفه را به پیروی از کتاب و سنت پیامبر دعود می‌کرد. (موسوعه، ص۱۶۱ ـ ۱۶۴)

به دور از انتقادهای امام معصوم و تن ندادن به خواسته‌های او آن حضرت بر آن بود که تا از میان رفتن معاویه مصلحت بر حرکت مقابله‌جویانه نیست و بر همین اساس بر این معنا پای می‌فشرد. امام در زمان خروج از کوفه یاران را دعوت می‌کند که خود را برای زمانی مناسب مهیا دارند. (الحیاة الحسن، ج۲، ص۲۸۵ - ۲۸۶)

زمانی که در قضیه خروج برخی از هوازن در زیر پرچم ستورد بن عُلفه معاویه برای نبرد آماده می‌شد، ضمن درخواست تأیید، حضور امام را نیز در کنار خود ضروری می‌دید. در این میان عملگرد هوشمندانه امام و بهره جویی و اعتبار دهی به سخنی از حضرت علی در تفکیک برخطا رفتگان از کافران(نهج البلاغه، خطبه ۶۱) لزومی بر پیروی و پذیرش درخواست وی نمی‌بیند؛ لذا از قرارگرفتن در زیر پرچم معاویه خودداری می‌کند، بدون آنکه خدشه‌ای آشکار در مناسبات ایشان روی دهد. (علل الشرایع، ج۱، ص۲۱۸ـ۲۱۹؛ بحارالانوار، ج۴۴، ص۱۳)

در روایت است که معاویه به رغم رفتار موجه خود در جمع، در خفا حتی فرمان داده بود که ضمن تعقیب شیعیان علی، در منابر به سب وی بپردازند. گماردن فردی مانند زیاد بر ولایت کوفه هم بر همین اساس بوده است.

یاران امام که برخی از آنها در شمار صحابه پیامبر بودند٬ با مشاهده عملکرد معاویه و ولادت او همچون زیاد بن ابیه، لب به انتقاد می‌گشودند، همیشه مورد آزار حکومتیان قرار داشتند. آنچه بر سر عمرو بن حَمق خزاعی در دهه‌های پایانی عمر او آمد، نمونه آشکارا از این امر است. عمرو به سبب نقد رفتار معاویه تعقیب و در نهایت دستگیر شد و در زندان کوفه به شهادت رسید. (الاستعیاب، ج۳، ص۱۱۷۳ ـ ۱۱۷۴؛ کتاب البداء و التاریخ، ج۶، ص۵)

امام حسن چون از شهادت عمرو آگاه شد، طی نامه‌ای به شدت معاویه را نکوهید (الائمة الاثنای عشر سیر و تاریخ، ص۴۷۱) از دیگر نمونه‌های شیوه عملگرد معاویه در شکستن عهد خویش باید به رفتار او با حجر بن عدی و یارانش اشاره کرد که در ادامه انتقادهایی شدید، در کوفه دستگیر و به دمشق روان گشتند و سرآنجام به شهادت رسیدند (تاریخ طبری، ج۴، ۱۹۸، ج۵، ص۱۰۸؛ تهذیب التهذیب، ج3، ص211). به این فهرست می‌توان نام رشید هَجَری از یاران پارسای امام علی(ع) را هم اضافه کرد که برخلاف خواست امام حسن(ع) در مجموعه شروط صلح، به شهادت رسید. (تذکرة الحفاظ، ج۱، ص۸۴)

در کل بخش پایانی زندگی امام حسن که دربردارنده برخی سفرها به حجاز و دمشق هم هست (الاستعیاب، ج۱، ص۳۸۷) دوره‌ای دشوار بود و امام تنها با درایت و شکیبایی این دروه گذار را پشت سر نهاد و عملا زمان را برای امامت برادر خویش امام حسین مهیا نمود.

شهادت

 

بنابر مشهور، شهادت امام حسن در سال ۵۰ هجری قمری رخ داد (الارشاد، ج۲، ص۱۵؛ رسالة فی تواریخ النبی، ص۳۳) و مرقد ایشان در قبرستان بقیع می‌باشد.

در مورد تاریخ شهادت امام حسن مجتبی نظرات متفاوتی نقل شده است:

شهادت امام در ۲۸ ماه صفر بوده است. (تاج الموالید، ص۸۲)

شهادت امام در ۷ صفر بوده است. (الدروس الشرعیه، ج۲، ص۷)

در آخرین روز از ماه صفر، امام شهید شده است. (الکافی، ج۱، ص۴۶۱)

اقوال غیر مشهور دیگری نیز وجود دارد. (رجوع کنید به: بررسی و نقد گزارش های تاریخ شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام)

برخی محققان معاصر با تحقیق سند اقوال مختلف، قول اول را قابل استناد و قوی دانسته‌اند. (رجوع کنید به: بررسی و نقد گزارش های تاریخ شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام، ص 109 ـ 110)

شیخ مفید سن آن حضرت در هنگام شهادت ۴۸ ساله بوده است (الارشاد، ج۲، ص۱۵). با توجه به اختلاف اقوال درباره تاریخ وفات، مدت عمر وی نیز اختلافی است. (رک: تاریخ مدینة دمشق، ج۱۳، ص۲۹۸ - ۳۰۲)

بنابر بیشتر منابع شیعه و سنی، امام حسن(ع) با خوردنیده شدن زهر به شهادت رسید (مقاتل الطالبیین، ص۸۰ - ۸۱؛ الارشاد، ج۲، ص۱۵). البته در برخی منابع غیرشیعی از مرگ طبیعی ایشان بر اثر بیماری سخن به میان آمده است. (الامامه و السیاسه، ج۱، ص۱۹۶؛ انساب الاشراف، ج۳، ص۵۹)

بنا بر نقلی معاویه کسی را نزد جعده دختر اشعث بن قیس (همسر امام حسن) فرستاد که من به تو صد هزار درهم می‌دهم و تو را به همسری پسرم، یزید، درخواهم آورد، به شرط آنکه حسن را زهر دهی. جعده امام را مسموم کرد و معاویه پول را به او داد (الارشاد، ۱۳۸۰، ج۲، ص۱۵)؛ ولی او را به همسری یزید در نیاورد. ابن سعد به شهادت رساندن امام را به یکی از خادمان امام نسبت داده است (طبقات الکبری، ج۶، ص۳۸۶). نیز بنا بر نقلی دیگر این کار به تشویق معاویه و به دست دختر سهیل بن عمرو، همسر دیگر امام، صورت گرفته است (انساب الاشراف، ج۳، ص۵۵، بلاذري در اسماي ازواج امام حسن يك اسم هند بنت سهيل بن عمرو آورده است). با توجه به شرایط آن دوران که معاویه امام حسن را سدی در برابر ولایتعهدی یزید می‌دید، به نظر می‌رسد روایات مربوط به مسموم شدن امام توسط جعده بنت اشعث معتبرتر باشد. Madelung, The Succession, p331))

بنابر برخی اقوال، امام حسن علیه‌السلام پیش از شهادت چندین بار مسموم شده بود، اما از مرگ نجات یافته بود (انساب الاشراف، ج۳، ص۵۵؛ مقاتل الطالبیین، ص۸۱). چنانکه در تاریخ یعقوبی آمده، امام حسن در هنگام درگذشت، به برادرش امام حسین علیه‌السلام تاکید کرده است که این سومین بار است که او مسموم می‌شود، و در این مسمومیت درخواهدگذشت. به روایت یعقوبی، امام حسن مجتبی همچنین از برادرش خواسته تا او را در کنار پیامبر دفن کند؛ چرا که هیچ کس به اندازه او سزاوار نزدیک بودن به پیامبر نیست. امام دوم شیعیان همچنین به امام حسین علیه‌السلام تاکید کرده که اگر مانعی در برابر دفن شدنش در کنار پیامبر باشد، منصرف شود تا خونی از کسی ریخته نشود. (تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۱۵۴)

تدفین

بنا بر روایت شیخ طوسی (الامالی، ص۱۶۰) امام حسن به برادرش، امام حسین، وصیت کرده بود او را در کنار مدفن پیامبر اکرم به خاک بسپارند؛ اما اگر کسانی مانع این اقدام شدند، هرگز پافشاری نکند، مبادا خونی ریخته شود. در نقلی دیگر امام حسن وصیت کرده بود جسدش را پس از غسل و کفن برای تجدید عهد نزد قبر رسول خدا ببرند و سپس در کنار مادربزرگش، فاطمه بنت اسد، دفن کنند. (الارشاد، ج۲، ص۱۷)

هنگام آوردن جنازه آن حضرت برای زیارت قبر رسول خدا، مروان به همراه هزار تن از یارانش با سلاح در مراسم حاضر و مانع از زیارت شدند (انساب الاشراف، ۱۳۹۷ق، ج۳، ص۶۰). به روایت ابوالفرج اصفهانی عایشه در این کار همدست آنان بود (مقاتل الطالبیین، ۱۴۰۸، ص۸۲)؛ ولی بنا به نقلی دیگر عایشه وقتی اوضاع را چنین دید، برای آنکه کار به جای خطرناکی نرسد، مانع از دفن جنازه امام حسن در کنار قبر رسول خدا شد (انساب الاشراف، ج۳، ص۶۱). سرانجام امام حسین جنازه برادر خود را در قبرستان بقیع دفن کرد(انساب الاشراف، ج۳، ص۶۶).

آمده است که سعید بن عاص، حاکم مدینه، با درخواست امام حسین بر پیکر امام حسن نماز خواند (مقاتل الطالبیین، ۱۴۰۸، ص۸۳)؛ ولی با توجه به وجود روایات درباره اینکه امام معصوم را فقط امام معصوم می‌تواند غسل دهد و بر آن نماز بخواند، به نظر می‌رسد که امام حسین خودش قبلاً بر جنازه برادر نماز خوانده است، ولی در قبرستان بقیع برای رعایت تقیه به سعید بن عاص تعارف خواندن نماز کرده و او این پیشنهاد را پذیرفته است. (زندگانی امام حسن، ص۴۵۲)

ویژگی‌ها و فضایل

امام حسن شبیه‌ترین مردم به رسول خدا(ص) در خوی، رفتار و سیادت بود (کشف الغمه، ج۲، ص۲۹۰). از پیامبر(ص) نقل شده است که خطاب به وی فرمود:‌ای حسن، تو از جهت آفرینش (صورت) و اخلاق (سیرت و رفتار) شبیه من هستی. (بحارالانوار، ج۴۳، ص۲۹۴) او قامتی متوسط و محاسنی انبوه داشت (مناقب آل ابی طالب، ج۴، ص۲۸) و به رنگ سیاه خضاب می‌کرد. (طبقات الکبری، ج۶، ص۳۷۹)

امام حسن علیه‌السلام یکی از اصحاب کساء است (عیون اخبار الرضا، ج۱، ص۵۵) و پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله در جریان مباهله، او و برادرش امام حسین، حضرت علی و فاطمه سلام‌الله‌علیهم را نیز به فرمان خدا، همراه خویش برد (تفسیر قمی، ج۱، ص۱۰۴؛ الزمخشری، الکشاف، ج۱، ص۳۶۸). آیه تطهیر فضیلتی بزرگ برای وی و سایر اهل بیت علیهم‌السلام است. (تفسیر قمی، ج۲، ص۱۹۳)

امام حسن علیه‌السلام ۲۵ بار پیاده به حج رفت و سه بار مالش را در راه خدا تقسیم کرد به طوری که کفشش را بخشید و دمپایی را برای خویش نگه داشت. (السنن الکبری ج۴، ص۳۳۱؛ الامام علی(ع) من تاریخ دمشق، ص۱۴۲؛ به نقل از منتخب فضائل النبی و اهل بیته علیهم السلام من الصحاح الستة و غیرهما من الکتب المعتبرة عند اهل السنة، ص۲۷۹)

 

منابع

ابن ابی اثلج، تاریخ الائمه، در مجموعة نفیسة فی تاریخ الائمه، چاپ محمود مرعشی، قم: کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی، ۱۴۰۶.

ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، به کوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره ۱۳۷۹ق.

ابن اثیر، اسد الغابه، بیروت: دارالکتاب العربی.

ابن اعثم کوفی، احمد، الفتوح، بیروت، ۱۴۱۱.

ابن بابویه، علی بن حسین، الامامة و التبصرة من الحیرة، قم ۱۳۶۳ش.

ابن حنبل، احمد، مسند الامام احمد بن حنبل، بیروت: دارصادر.

ابن سعد، الطبقات الکبری، چاپ احسان عباس، بیروت ۱۹۶۸-۱۹۷۷

ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی طالب، تحقیق لجنه من اساتذه النجف الاشرف، نجف: مکتبه الحیدریه، ۱۳۷۶.

ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی‌طالب، چاپ هاشم رسولی محلاتی، قم.

ابن صوفی، علی، المجدی فی انساب الطالبیین، به کوشش احمد مهدوی دامغانی، قم: ۱۴۰۹ق/۱۹۸۹م.

ابن طلحه شافعی، مطالب السؤول فی مناقب آل الرسول، چاپ ماجد بن احمد عطیه، بیروت ۱۴۲۰ق.

ابن عبدالبر، یوسف، الاستیعاب، به کوشش علی محمد بجاوی، بیروت، ۱۴۱۲ق.

ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، چاپ علی شیری، بیروت، ۱۴۱۵ـ۱۴۲۱.

ابن عنبه، احمد، عمدة الطالب، به کوشش محمدحسن آل طالقانی، نجف: ۱۳۸۰ق/۱۹۶۰۱م.

ابن قتیبه، الامامة و السیاسیه، المعروف بتاریخ الخلفاء، چاپ علی شیری، بیروت ۱۴۱۰/۱۹۹۰

ابن قتیبه، المعارف، چاپ ثروت عکاشه، قاهره، ۱۹۶۰

ابن قتیبه،الامامة والسیاسة، به کوشش طه محمد زینی، قاهره، مؤسسة الحلبی.

اربلی، کشف الغمه، ناشر مجمع جهانی اهل بیت(ع) ۱۴۲۶ق.

اصفهانی، ابوالفرج، مقاتل الطالبیین، چاپ احمد صقر، بیروت ۱۴۰۸ق.

اصفهانی،ابوالفرج، مقاتل الطالبیین، نجف ۱۳۸۵ق.

الامین، السید محسن، اعیان الشیعة، حققه و اخرجه السید محسن الامین، بیروت: دارالتعارف للمطبوعات، ۱۴۱۸ق/۱۹۹۸م.

البخاری، سهل، سر السلسلة العلویة، به کوشش محمدصادق بحرالعلوم، نجف: ۱۳۸۱ق/۱۹۶۲م.

بخاری، صحیح بخاری، ناشر دارالفکر

بلاذری، احمد، انساب الاشراف، به کوشش محمدباقر محمودی، بیروت، ۱۳۹۴ق.

بلاذری، انساب الاشراف، بیروت: دارالتعارف، ۱۳۹۷ق.

ترمذی، محمد بن عیسی، سنن الترمذی، چاپ عبدالوهاب عبداللطیف، بیروت، ۱۴۰۳/۱۹۸۳.

جعفریان، حیات فکری و سیاسی امامان شیعه، انتشارات انصاریان ۱۳۸۱

جوهری، احمد، السقیفه و فدک، به کوشش محمدهادی امینی، تهران، ۱۴۰۱ق/۱۹۸۱م.

جوینی، فرائد السمطین، مؤسسه المحمودی بیروت، ۱۹۸۰ م.

حاکم نیشابوری، محمد بن عبدالله، المستدرک علی الصحیحین، چاپ یوسف عبدالرحمان مرعشلی، بیروت ۱۴۰۶.

خصیبی، حسین بن حمدان، الهدایة الکبری، بیروت، ۱۴۰۶/۱۹۸۶

راضی یاسین، صلح الحسن، ترجمه سید علی خامنه‌ای، انتشارات گلشن چاپ سیزدهم ۱۳۷۸

رسائل الامام حسن(ع)، به کوشش زینب حسن عبدالقادر، قاهره، ۱۴۱۱ق/۱۹۹۱م.

زمانی، احمد، حقایق پنهان، قم: دفتر تبلیعات اسلامی، چ ۳، ۱۳۸۰.

الزمخشری، محمود، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل، ج۱، قم، نشر البلاغه، الطبعة الثانیة، ۱۴۱۵ ق.

سیوطی، تاریخ الخلفاء، بی‌جا بی‌تا

سیوطی، جلال الدین، تاریخ الخلفاء، تحقیق: لجنة من الادباء، توزیع‌دار التعاون عباس احمد الباز، مکة المکرمة.

شوشتری، محمدتقی، رسالة فی تواریخ النبی، قم۱۴۲۳.

شهید اول، محمد بن مکی، الدروس الشرعیه، قم ۱۴۱۲ـ۱۴۱۴.

شهیدی، سیدجعفر، تاریخ تحلیلی اسلام، تهران: مرکز نشر دانشگاهی، ۱۳۹۰ش.

شیخ صدوق، امالی، انتشارات کتابخانه اسلامی۱۳۶۲

شیخ صدوق، امالی، ترجمه کمره‌ای ۱۳۶۳

شیخ صدوق، علل الشرایع، نجف، ۱۳۸۵ـ۱۳۸۶ق.

شیخ صدوق، عیون أخبار الرضا، ترجمه آقا نجفی.

طبرسی، الاحتجاج انتشارات اسوه ۱۴۱۳ ه‍.ق

الطبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، بیروت: مؤسسة الاعلمی للمطبوعات، بی‌تا

الطوسی، محمد بن حسن، تهذیب الاحکام، چاپ حسن موسوی خرسان، تهران، ۱۳۹۰.

العاملی، جعفر مرتضی، الحیاة السیاسیة للامام الحسن، قم، ۱۳۶۳ش.

عاملی، جعفر مرتضی، تحلیلی از زندگی امام حسن مجتبی، مترجم: سپهری، انتشارات دفتر تبلیغات، ۱۳۷۶

العطاردی، عزیزالله، مسند الامام المجتبی، قم: عطارد، ۱۳۷۳ش.

عقیقی بخشایشی، عبدالرحیم، چهارده نور پاک، تهران: ۱۳۸۱ش.

علی بن ابراهیم قمی، تفسیر قمی، ناشر مکتبة الهدی نجف.

القاب الرسول و عترته، در مجموعة نفیسة فی تاریخ الائمه.

القرشی، موسوعة سیرة اهل البیت، ج۱۰(الامام الحسن بن علی(ع)، تحقیق: مهدی باقر القرشی، قم: دارالمعروف، ۱۴۳۰ق/۲۰۰۹م.

قریشی، باقر شریف، الحیاة الحسن، ترجمه فخرالدین حجازی، انتشارات بعثت، ۱۳۷۶.

قریشی، باقرشریف، حیاة الامام الحسن بن علی(ع): دراسة و تحلیل، بیروت: ۱۴۱۳ق/۱۹۹۳م.

کلینی، اصول کافی، دارالحدیث

كلینی، محمد بن یعقوب، الكافی، چاپ علی اكبر غفاری، بیروت ۱۴۰۱

مالقی، محمد، التمهید و البیان، به کوشش محمدیوسف زاید، قطر، ۱۴۰۵ق.

مجلسی، محمدباقر، بحار الأنوار (ط - بیروت)،

مجلسی، محمدباقر، بحار الأنوار، بیروت: مؤسسه الوفا، ۱۴۰۳.

مجموعه مقالات همایش بین‌‌المللی سبط النبی، قم: مجمع جهانی اهل بیت، ۱۳۹۳.

المحمودی، نهج السعادة فی مستدرک نهج البلاغه، ج۷، نجف: ۱۳۸۵ق/۱۹۶۵م.

مسعودی، علی بن الحسین، مروج الذهب.

مسعودی، علی بن حسین، كتاب التنبیه والاشراف، چاپ دخویه، لیدن ۱۸۹۴

مسعودی، علی بن حسین، مروج الذهب و معادن الجوهر، چاپ شارل پلّا، بیروت ۱۹۶۵-۱۹۷۹

المفید، الجمل، ناشر مکتب الاعلام الاسلامی، ۱۳۷۱

المفید، محمد بن محمد بن نعمان، الارشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، قم، سعید بن جبیر، ۱۴۲۸ق

المفید، محمد بن محمد بن نعمان، الارشاد، بیروت، ۱۴۱۴.

المفید، محمد بن محمد بن نعمان، الارشاد، ترجمه خراسانی انتشارات علمیه اسلامیه ۱۳۸۰

مقدسی، مطهر بن طاهر، کتاب البدء و التاریخ، چاپ کلمان هوار، پاریس، ۱۸۹۹-۱۹۱۹.

مقدسی، مطهر بن طاهر، مطهر البدء و التاریخ، قاهره، مکتبة الثقافة الدینیه.

مقدسی، یدالله، بررسی و نقد گزارش های تاریخ شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام، تاریخ الاسلام، سال یازدهم، پاییز و زمستان ۱۳۸۹ق.

منتخب فضائل النبی و اهل بیته علیهم السلام من الصحاح الستة و غیرها من الکتب المعتبرة عند اهل السنة، تقدیم: محمد بیومی مهران، بیروت: الغدیر، ۱۴۲۳/۲۰۰۲.

نرم افزار جامع الاحادیث، نسخه ۳/۵ مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی نور

نرم افزار نورالسیره ۲، مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی نور.

نسائی، احمد بن علی، سنن النسائی، بشرح جلال‌الدین سیوطی، بیروت، دارالکتب العلمیة.

یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ترجمه محمد ابراهیم آیتی انتشارات علمی و فرهنگی ۱۳۶۲

Madelung, W., The Succession to Muhammad, Cambridge, 1977

امام حسن مجتبی علیه السلام شهادت امام حسن مجتبی شهادت امامت

نظرات

پر بازدیدترین


تمام حقوق محفوظ است.
www.haditv.com | Powerd by : Dijlah